گروه دوم شامل آن دسته از افراد مي شوند که مصاديق يا زمينه هاي انحراف، از قبل در آنان وجود داشته و تحت تأثير فضاي آزاد و مسمومي که طي اين سالهاي ايجاد شده، به حمايت از گروه اول پرداخته و براين باورند که واقعاً در گذشته حقوق آنان ضايع شده و اينک فرصت براي احقاق اين حقوق فراهم گشته است.
درگروه سوم آن دسته از افراد را مي توان قرارداد که تحث تأثير تبليغات گسترده گروه اول و دوم و با غفلت از درسهاي ارزشمند زندگي اسوه هاي بزرگ جهان اسلام، مانند حضرت فاطمعه زهرا (س ) و دخت گراميش حضرت زينب (س)، قدرت تفکيک و تميز واقعيت از توطئه و فريب را از دست داده اند و به عبارت ديگر به علت تساهل و تسامح متوليان نظام فرهنگي کشور در اطلاع رساني مناسب، دچار انحراف شده اند.
اما بايد ديد که واقعيت چيست و ظهور اين تفکرات از کجا نشأت گرفته است.
اگر بخواهيم واقع بينانه به موضوع بپردازيم، بايد بپذيريم که درطول تاريخ همواره حقوق زنان مورد ظلم و تعدي قرارگرفته و در بسياري از موارد ناديده انگاشته شده است، اما اين ظلم و تعدي در دوره هاي مختلف داراي فراز و نشيب هاي فراوان بوده و گاهي نيز متناسب با زمان و شرايط آن، در نوع و شکل کار تغيير ايجاد شده است.
براي درک بهتر اين موضوع ابتدا بايد به سوألات ذيل پاسخ و سپس مصاديق تضييع حقوق زنان را تبيين نماييم.
ضرورت و چگونگي حضور زن در جامعه :
همانگونه که اشاره شد، بيان ميزان ضرورت و چگونگي حضور زن در جامعه، قبل از هر چيز مستلزم پاسخگويي به سوالاتي است که مي توانند، شرايط و حدود اين نقش آفريني را مشخص نمايد .
1- تساوي حقوق زن و مرد در اسلام و ساير اديان شامل چه موضوعاتي است؟
2- آيا همه موارد از مصاديق واقعي تعدي به حقوق زنان محسوب مي شود، يا تفسير نادرست از حقوق زنان ارايه شده است؟
3- پيامدها و آثار و تبعات ايجاد وضعيت يکسان و مساوي براي نقش آفريني مشابه توسط زن و مرد در جامعه چه خواهد بود؟
4- آيا اين امکان وجود دارد که در همه موارد تساوي به معناي مطلق آن رعايت شود؟
5- اين توهم که نظام اسلامي با همه تفاسير جديد، موافق و يا مخالف است و نمي خواهد يا نمي تواند حقوق زنان را رعايت کند از کجا ناشي شده است؟
6- اصولاً باتوجه به وظايف مرد براي تامين مخارج زن و ساير اعضاي خانواده، چه ضرورتي وجود دارد که زن نفش مهم و اساسي خود را در خانواده رها ساخته و فرصت کار خارج از خانه را از کساني که براساس اراده الهي مسئوليت اين کار را برعهده دارند، سلب نمايد؟
7- و سر انجام اينکه، چه چيزي سبب شده که برخي زنان ما اتکاء به الگوهاي برتر اسلامي همچون حضرت فاطمه زهرا (س) و يا حضرت زينب (س) و ديگر اسوه هاي اسلامي را فراموش نمايند ؟
براي پاسخ به اين پرسش ها لازم است ابتدا نگاهي اجمالي داشته باشيم به نقش و جايگاه زن درجامعه از ديدگاه اسلامي و سپس پاسخ سوالات فوق را مورد توجه قرار دهيم.
حدود و ضرورت حضور زن در جامعه از نگاه اسلام:
دين مبين اسلام پيوسته به دو جنس زن و مرد بعنوان دو موجود مکمل يکديگر و نه جانشين يکي براي ديگري نگريسته و علي رغم تمام تفاوت هاي روحي، جسمي، عاطفي و فيزيولوژيکي که خداوند در وجود آنها قرارداده، براي هر د و جنس بعنوان يک انسان، حقوق مساوي و عادلانه قائل بوده است.
درواقع اسلام هردو موجود رابه يک اندازه شايسته رفتار و برخورد انساني دانسته و برتري هر يک بر ديگري را تنها به ميزان تقواي هرکدام مشروط نموده است و لذا با اطمينان مي توان گفت که اسلام تنها مدعي واقعي رعايت حقوق زن در اجنماع است، زيـــرا با نگرشي جامع و آينده نگرانه. تمام ضمانت هاي لازم را براي رعايت و تداوم حقوق زن پيش بيني نموده است.
دراين باره خداوند در آيه 228 سوره بقره مي فرمايد: که زنان به همان اندازه که در جامعه مسئوليت دارند بايد از حقوق اجتماعي برخوردار باشند و در ديگر آيات از جمله آيه 71 سوره توبه و آيه 32 سوره نساء نيز براين موضوع تاکيد مي کند.
اولين نکته اي که مي توان از معنا و مفهوم اين آيات استنباط نمود، اين است که اصولاً اسلام با شرکت زنان در کارهاي اجتماعي مخالف نيست، اما طبيعي است براي اين مشارکت متناسب باشرايط هر کدام، حد و مرزي قائل شده است، همچنان که در وصاياي حضرت علي (ع) به امام حسن (ع) آمده است که« زن را در کاري که با مقام وي سازگار نيست دست مده که زن گل خوشبو است نه قهرمان ».
حضرت امام (ره) نيز در اين رابطه مي فرمايند: دراسلام بعضي از احکام خاص مرد و بعضي خاص زن است نه اين که اسلام نسبت به زن و مرد فرقي گذاشته باشد، زن و مرد، همه آزادند که دانشگاه بروند، رأي بدهند و راي بگيرند ، تمام معاملات آنها به اختيار خودشان است و مي توانند بسياري از شغل ها را آزادانه انتخاب کنند.(20/9/1357)
و درجاي ديگر مي فرمايند: عنايتي که اسلام به زنان دارد بيشتر از عنايتي است که به مردان دارد و دراين نهضت زنان حق بيشتري از مردان دارند (14/12/1357 ) .
آيا اسلام محدوديتي براي نقش آفريني زن در جامعه قائل شده است ؟
همان گونه که حضرت امام (ره) نيز اشاره کرده اند، اسلام نه تنها هيچ گونه محدوديتي را براي حضور و مشارکت زن در جامعه و اداره امور خود ايجاد نکرده، بلکه با دقتي فوق العاده و با نگاه به خصوصياتي که در وجود زن نهفته است با وضع قوانين ويژه، زنان را بيش از مردان مورد عنايت قرارداده است. بعنوان نمونه از يک سو با در نظر گرفتن همان ويژگي هاي مورد اشاره، مسئوليت هاي زن در جامعه را بيشتر متوجه تعليم و تربيت فرزند و کار درخانه دانسته و زنان را از حضور غير ضروري در جامعه و انجام کارهاي سخت و دور از شأن برحذر داشته و از سوي ديگر با اعطاي امتيازات مختلف مانند مکلف نمودن مرد به تامين کليه مخارج زن به عنوان يک وظيفه و همچنين پرداخت مهريه، پرداخت شيربها و پرداخت نفقه، معيشت و آينده اقتصادي او را نيز تضمين نموده است و اين درحالي است که زن در قبال مرد يا ديگر اعضاي خانواده (مگر در موارد ضروري)، از نظر شرعي کمترين مسئوليتي دراين زمينه برعهده ندارد.
شايد به همين دليل هنگامي که سخن از ارث به ميان مي آيد، سهم کمتري را براي زن قائل شده است، چرا که مرد مسئوليت برآورده ساختن نيازهاي اقتصادي زن و بلکه تمامي اعضاي خانواده را برعهده دارد و زن بعنوان مکمل وجود مرد، مسئوليت تامين نيازهاي روحي، رواني و تربيتي را بر دوش مي کشد، ضمن اينکه با دور انديشي و دقت فراوان، معيشت و نياز اقتصادي او را به شکلي ديگر تامين نموده و وي را از هرگونه فعاليت و تلاش براي کسب درآمد بي نياز ساخته است.
عمل به تاکيد و توصيه هاي اسلام براي تقبل وظايف متناسب با شرايط و شئونات، توسط هريک از دو جنس زن و مرد، خود به خود تفاوت هايي را آشکار خواهد نمود که اين تفاوت ها، تنها بيانگر اراده خلقت در آفرينش اين دو موجود مي باشد، همان تفاوتهايي که پايه هاي زندگي توام با عشق و صميميت حضرت فاطمه زهرا (س) و حضرت علي (ع) را بنا و حد و مرزهاي مشارکت در زندگي و امور اجتماعي را براي آن دو بزرگوار تبيين نموده بود .
نقش و نحوه حضور حضرت فاطمه (س) در مسائل اجتماعي
از نگاه دخت گرامي پيامبر اسلام (ص)، والاترين و برترين افتخار زن عصمت، عفت، طهارت و تقوا و تربيت فرزندان متعهد و مومن است، همان گونه که دامان پاک او مهد پرورش فرزنداني است که تداوم حيات اسلام مديون ايثار و فداکاري آنان است و اين موضوع تا آنجا در وجود مبارکش عمق يافته و ريشه دوانده که خود در پاسخ به سوال رسول گرامي اسلام (ص) که خطاب به ياران خود مي پرسند، زن در کجا به خداي خود نزديک تر است ؟ و آنها در جواب باز مي مانند، مي فرمايد « زن آنگاه به خدايش نزديک تر است که در خانه خويش باشد » 1
بانوي بزرگ اسلام در حالي که بر اولويت ايفاي نقش زن در خانه تاکيد داشتند و با تقسيم کار خانه با حضرت علي (ع) مسئولين انجام بخش عمده کارهاي خانه را بر عهده گرفته بودند، در عين حال در خانه و در نزد پدر گراميش همت فراواني را براي کسب علم و دانش به کار مي بردند و هر کجا که ضرورتي ايجاب مي کرد نيز، فعالانه در مسائل اجتماعي و حتي دفاع از اسلام مشارکت مي نمودند.
در صفخه 24 کتاب بانوي اول آمده است که امام محمد باقر (ع) در مورد علم و دانش فاطمه (س) فرمودند :
« به خدا سوگند، خداوند فاطمه را به وسيله علم از فساد و بديها بازداشت »
زندگي زهراي اطهر (س) به عنوان معلم بزرگترين مبارزين راه حق و عدالت، يعني امام حسن (ع)، امام حسين (ع) و حضرت زينب (س) و فرزندان آن بزرگوار، سراسر همراه است با قناعت و درس اخلاق و مبارزه و جهاد براي افشاگري ظلم هاي غاصبين و احياي دين و سنن پدر بزرگوارش، با استفاده از فرصتهايي که در پيش رويش قرار مي گرفت و تکنيک هاي زيبايي که به کار مي بست .
هم او که حاضر نمي شد که مرد نا محرمي صداي او را بشنود و يا بدون حجاب حتي در مقابل يک مرد نابينا حاضر شود، يک روز در کنار پدر بزرگوار و همسر گراميش در جنگ احد مرهم بر زخم مجروحين مي گذارد و پس از آن با پرستاري از پيامبر (ص) به زخم هاي او در اين جنگ التيام مي بخشيد، روزي ديگر و در جايي ديگر به مزار پدرش مي شتابد و مـــردم را بدآنجا مي کشاند و بـا استفاده از اين فرصت حرف دل خود را که حاکـي از ظلم ظالمان بر او و همسرش بود، را بر آنان باز مي گويد و آنگاه که براي جلوگيري از تداوم مبارزه حق طلبانه اش با محروم ساختن او از خمس غنائم و يا غصب نارواي فدک، مانع از بهره برداري وي از اين موقعيت مي شوند، بسيار مجدانه احقاق حق خود را دنبال مي کند و در موردي از موقعيت اولين شعارگوي اسلام يعني بلال و بزرگ ترين شعار اسلامي يعني اذان براي بيان حق بهره مي برد و در تداوم اين حرکت هوشمندانه و حتي در بستر مرگ نيز در جمع زناني که به ملاقات جسم بيمارش آمده اند، در خطابه اي آتشين نا جوانمردي و ظلم همسران آنها را افشاء و روح خفته آنان را منقلب و به دنبال آن وجدان غفلت زده جامعه را بيدار مي نمايد و متعاقب آن به هنگام ملاقات با کساني که سراسيمه از اين بيداري عمومي، مجددا به ملاقاتش آمده اند، جفاي ظالمان را يادآور و آنان را به شدت مورد نکوهش قرار مي دهد .
ظلم ظالمان و مبارزه او در راه حق، کار را تا به آنجا مي کشاند که او در مسجد خطبه اي غراء سر مي دهد و با افشاي ظالمان، حق خود و ولايت را مطالبه مي نمايد و آنگاه که تداوم اين وضعيت ناگوار او را مجبور مي سازد تا در کنار دروازه شهر در مقابل مردم بنشيند و آنان را با پليديها و شقاوتهاي حاکمان وقت آشنا سازد، شجاعانه اينگونه عمل مي کند و حتي آنگاه که ظالمان بـراي جلوگيري از اين افشاگريها، درختي را که فاطمه زهرا (س) در خارج از مدينه در پناه سايه اش مي نشست و بر ظلمي که بر او و خانواده اش روا شد بود، مي گريست را قطع کردند، از اين حرکت روشنگرانه باز نايستاد و ناچار علي (ع) سايباني را براي او برپا مي سازد، سايباني که بيت الاحزانش ناميدند و آثار آن همچنان برجاست .
علي رغم تمام اين مشکلات، او که با کمترين امکانات، زندگيش را آغاز کرده است، همواره با ساده زيستي و قناعت فراوان در زندگي، تمام همتش را براي تربيت فرزندانش بکار مي گيرد، زيرا که نيک مي داند، بزرگ ترين و موثرترين سهم و نقش او در جامعه، تربيت فرزندان صالحي است که سربلندي و اقتدار جامعه اسلامي را تضمين خواهند نمود .
و اينگونه بود که پيامبر (ص) در باره او فرمود :
« دخترم فاطمه سيده و بزرگ زن برتر، از زنان دنيا و آخرت است .» (کتاب بانوي اول صفحه 72 )
معيارهاي رعايت عدالت بين زن و مرد کدامند ؟
با توجه به آنچه در بخشهاي قبلي مورد اشاره قرار گرفت، بايد توجه داشته باشيم که هميشه عدالت به معناي تساوي نيست و به عبارت ديگر نبايد انتظار داشته باشيم که چون مي خواهيم مانع از تضييع حقوق زنان شويم و عدالت را رعايت کنيم پس بايد صرف نظر از ضرورت و نيازهاي واقعي مادي و معنوي زن يا مرد، مساوات را به طور کامل و بدون توجه به ويژگيهاي هر کدام بين آنها رعايت کنيم، زيرا نياز هريک از آنها تابع شرايط مختلف جسمي، روحي، محيطي و ساير مولفه هاي خاص خود مي باشد و درست به همين دليل است که انتظارات جامعه از هريک از اين دو نيز، متناسب با شرايط آنان متفاوت است .
به عبارت ديگر وجود همين ويژگي ها است که معيارها و شاخص هاي تعيين حقوق زن و مرد را تعيين و انتظارات جامعه از آنان را تعريف مي کند، به عنوان مثال هيچ گاه و در هيچ دين و مذهبي، به آن ميزان که در هنگام بروز خطر از مرد انتظار مقابله و دفاع وجود دارد از يک زن چنين درخواستي وجود نداشته است و يا هرگز پذيرفتني نيست که بگوييم لطافت طبع و ويژگي هاي مثبت عاطفي در مردان بيشتر از زنان است و باز شايد به همين دليل است که دراسلام مسئوليت خطير و سنگين تربيت و نگهداري فرزند بيشتر متوجه زنان است و از اين طريق بخش قابل توجهي از وظايف اداره و هدايت جامعه بعنوان يکي از تأثير گذارترين عوامل، به طور غير مستقيم به آنان سپرده شده است.
دراين باره نيز خداوند در آيه 34 سوره نساء مي فرمايد: مردان را بر زنان تسلط و حق نگهباني است، به واسطه آن برتري که خدا براي بعضي بر بعضي ديگر مقرر داشته و هم بواسطه آنکه مردان از مال خود به زنان نفقه دهند.
در آيه 38 همان سوره نيز مي فرمايد: و آنچه که خداوند با آن شما را بر يکديگر برتري داده، تمنا نکنيد، براي مردان بهره اي است از آنچه کسب کرده اند و براي زنان نيز بهره اي است از آنچه به دست آورده اند، از خدا بخواهيد که از فضل خود به شما عنايت کند که خداوند به همه چيز دانا است .
به عنوان نمونه: استقامت، تحمل، بردباري، مهر و محبت، عاطفه، استعداد تعليم و تربيت و بسياري از ديگر ويژگيها در زن و متقابلاً شجاعت، سخاوت و سياست و قدرت بدني را در مرد برتري داده است و همين خصوصيات سبب گرديده تا مرد حضور پر رنگ تري در اجتماع داشته و سهم بيشتري را در مقابله باخطرات و تهديدات اجتماعي پذيرا باشد و اين نيز نشانه ديگري از عنايت اسلام به زن است.
بيان موضوع از زبان علم وآمار:
بررسي آمار و ارقام حوادث و سوانح نيز همگي مؤيد اين نکته است که بيشترين قربانيان حوادث اجتماعي را مردان به خود اختصاص داده اند، به طوري که تنها در جنگ دوم جهاني ، از مجموعه 55 ميليون کشته، بيش از 80درصد مربوط به مردان بوده و مابقي آن را زنان و کودکان به خود اختصاص داده اند.
تلفات حوادثي مانند تصادف رانندگي و ساير فعاليت هاي اجتماعي نيز، بيانگر آن است که تلفات مردان چندين برابر زنان است.
از سوي ديگر برخورد با اين مشکلات و مشاهده مستمر اين گونه صحنه ها باعث شده تا عواطف مردان، کمتر تحت تأثير آثار مخرب اين سوانح قرار گرفته و با تقويت بعد روحي و رواني، از آنان موجوداتي سخت و پرطاقت ساخته است. شايد به همين دليل است که در شهادت هاي حقوقي، نظر مردان بر زنان رجحان يافته و نظر دو زن را برابر يک مرد دانسته و زن را از کار قضاوت برحذر داشته اند، زيرا همان گونه که توضيح داده شد زن از نظر عاطفي بسيار راحت تر از مرد تحت تأثير قرار مي گيرد و اين احتمال وجود دارد که احساسات او در تصميم گيري هايش مؤثر واقع شود.
«تحقيقات علمي صورت گرفته در مراکز علمي دنيا از جمله نتايج تحقيقاتي گروه پژوهشي کالج لندن نيز، مويد اين نکته است که ميزان و نوع بروز احساسات عاطفي در زن و مرد متفاوت است، اين تحقيقات که از اسکن مغزي افراد مختلف به دست آمده است، حاکي از آن مي باشد که تکامل مردان بگونه اي بوده که نسبت به زنان، سماجت و پافشاري کمتري داشته باشند و در نتيجه راحت تر از زنان مي توانند، مجازات و اقدامات تنبيهي وضع کنند و به اين صورت جامعه را منسجم نگه دارند .
در مطالعه اين گروه پژوهشي که نتايج آن در نشريه نيچر به چاپ رسيده است 32 داوطلب در صحنه اي شبيه سازي شده، شاهد مجازات کساني بودند که قبلا از آنها کلاهبرداري کرده بودند. مجازات شوک الکتريکي بود. زنان مورد مطالعه وقتي شوک الکتريکي را مشاهده مي کردند، همان ناحيه اي از مغزشان واکنش نشان مي داد که اگر خود فرد شوک ببيند فعال مي شود، اما در مردان، اين نواحي درد فعال نشد و در عوض مراکز ويژه شور و شعف مغز، واکنش نشان داد، بدين معنا که اين مردان با ديدن مجازات شدن کلاهبرداران خود، احساس رضايت کردند، در حالي که زنان بنوعي با آنان احساس همدردي داشتند .
البته نتايج اين مطالعه بيانگر اين نبود که مردان با مشاهده صحنه مجازات، کاملا بي احساس عمل مي کنند، بلکه آنها نيز مانند زنها از ديدن مجازات افرادي که عليه آنان اقدامي نکرده بودند ناراحت شدند، اما زنان حتي حاضر نبودند مجازات کساني را که از آنها کلاهبرداري کرده بودند را ببينند ». ( روزنامه کيهان شماره 18446 )
مجموعه اين عوامل گوياي اين نکته است که خير وصلاح هر يک از دو جنس زن و مرد در آن قراردارد که هريک به ايفاي نقش خود پرداخته و از حضور و ورود غير ضروري به فعاليت هاي نا متناسب با شرايط خود، اجتناب نمايند، زيرا مطمئناً زيان اين تداخل در دراز مدت بسيار فراتر از نتايج مثبت آن خواهد بود. آثار و پيامدهايي که با کمي تفکر، مهم ترين آنها را مي توان به شرح ذيل بر شمرد.
برخي از آثار سوء جابه جايي زن و مرد براي نقش آفريني در جامعه :
1- بديهي است به هر ميزان که زنان حضور بيشتري در اجتماع داشته و در ارتباط بيشتري با مردان قرارگيرند، خواسته يا ناخواسته برخورداري جامعه از مزاياي عفاف و حجاب اسلامي کمرنگ تر و بر حجم ناهنجاري هاي اخلاقي بويژه در مورد جوانان افزوده و فساد اخلاقي افزايش خواهد يافت. به عبارت ديگر با شکسته شدن قبح روابط منطقي و متعادل بين زن و مرد که همواره مورد تاکيد اسلام قرار داشته، به تدريج مرزهاي حجب و حياء، بين آنان نيز از بين رفته و به اين شکل معضلات اخلاقي بيش از پيش ترويج خواهد يافت .
2- اولويت يافتن حضور زنان بر مردان در بسياري از موارد حتي در مواردي مانند؛ تحصيل که حق مسلم هر زن و مرد است اگر متعادل و منطقي نباشد مي تواند، در دراز مدت آثار زيانباري به دنبال داشته باشد که دراين مورد مهمترين اثر آن حذف يا کاهش فرصت هاي شغلي براي کساني است (مرد) که از نگاه اسلامي مسئوليت تأمين معاش خانواده را برعهده دارند.
3- طبيعي است چنانچه قرار باشد زن بي هيچ دليلي وظيفه اصلي خود را رها يا به جاي ايفاي نقش مربوطه، به دنبال کسب درآمد و استقلال مالي باشد، دامنه توقعات در هردو طرف افزايش يافته و بروز اختلافات احتمالي تشديد خواهد شد که اين موضوع علاوه بر آثار مخرب رواني در خانواده و جامعه، ميزان رجوع زنان به مراکز حقوقي و انتظامي را تشديد مي نمايد که خود مي تواند پيامدهاي جانبي ديگري مانند؛ فروپاشي ارزشهاي عرفي و اجتماعي، افزايش ميزان طلاق و از هم پاشيدگي کانون خانواده را در پي داشته باشد.
4- با ايجاد فاصله بين اعضاي خانواده، کانون گرم خانواده نيز متزلزل و بتدريج مشکلاتي مانند: انزوا طلبي و يا دوست پذيري افراطي فرزندان و افت تحصيلي آنان رخ مي نماياند و طبيعتاً بر ميزان ساير جرائم اجتماعي مانند: بزهکاري و فرار جوانان از خانه نيز افزوده خواهد شد.
5- با اشتغال زن در محيط خارج از خانه و واگذاري تربيت فرزندان به مهد کودک ها و کودکستان ها و محروم کردن آنان از عشق ومحبت مادري که بخش عمده آن در دوران طفوليت و تنها در آغوش پر مهر مادر کسب مي شود، نه تنها فرزندان، بلکه در دراز مدت تمام اعضاي خانواده و حتي جامعه از عواقب ناهنجار آن، متأثر خواهند شد.
6- نتيجه ديگر پرداختن زن به فعاليت هاي غير ضروري در خارج از خانه، ايجاد آشفتگي وبي نظمي در محيط داخلي خانه که زن مديريت آن را برعهده داشته و همچنين بروز سوء تغذيه و بعضاً بيماري هاي ناشي از تغذيه نادرست در اعضاي خانواده است، زيرا به تدريج غذاهاي آماده و نامرغوب موجود در بازار، جايگزين غذاهاي کيفي و سالم خانگي خواهد شد.
7- اگر چه در ظاهر با اشتغال زن در خارج از خـانه، منبع درآمد جديدي به درآمـدهاي قبلي خانواده افـزوده مي شود، اما با يک محاسبه ساده مي توان دريافت که متقابلا هزينه هاي فراوان ديگري از جمله: هزينه اياب و ذهاب، هزينه پوشاک، هزينه نگهداري کودکان در کودکستان ها و حتي هزينه هايي مانند؛ هزينه هاي درماني ناشي از تغذيه ناسالم، هزينه رفع آثار ارتباط ناشي از تنهايي فرزندان با افراد نـا سالم، هزينه انحرافات معنوي فرزندان، هزينه هاي رفع خستگي هاي جسمي و ذهني و درمان ناهنجاري هاي روحي، رواني و عاطفي ناشي از درگير شدن بيش از حد افراد خانواده با مسائل اجتماعي و ساير موارد مشابه، به خانواده تحميل مي شود.
عوامل متعدد ديگري نيز وجود دارد که هر چند ناچيز جلوه مي کنند، اما توجه به همين نکات است که ضرورت تفکيک نقش زن و مرد از يک ديگر را تاکيد و تاييد مي کند، براي مثال: استراحت هاي قبل و بعد از زايمان که براي زنان اجتناب ناپذير است، همواره به عنوان يک مشکل اساسي براي زنان شاغل مطرح بوده و اگر چه در نظام اداري جمهوري اسلامي ايران و برخي از کشورها، قوانين خاصي براي رفع اين مشکل تدوين شده است، اما با نگاه اقتصادي واجتماعي به موضوع، ملاحظه مي شود که از يک سو عدم حضور زنان شاغل در محل کار در اين ايام و از سوي ديگر دغدغه هاي نگهداري فرزند پس از آن، تبعات منفي فراواني را هم براي خانواده ها و هم براي نظام اداري کشور در پي دارد.
بنابر اين بر هر زن مسلمان شرط است که باتوجه دقيق به ظرافت هاي نهفته درخلقت، قبل از اين که تحت تأثير تبليغات دروغين بيگانگان قرار گيرد، به آينده و جايگاه و منزلت خويش بينديشد و بر مردان جامعه اسلامي است تا با دقت تمام و توجه به نيازهاي روز همسران خود، زمينه هاي لازم را براي تامين و رشد و تعالي مادي و معنوي آنان در ابعاد مختلف، فراهم نمايند.
بديهي است طرح اين موضوعات به معناي نفي مطلق حضور زن در جامعه نيست، بلکه تاکيد مجدد بر ضرورت توجه به قوانين آفرينش و حد و مرزهايي است که رعايت آنها متضمن حفظ واستمرار سلامت، شادابي و پويايي بنيان خانواده مي گردد.
احمدرضاهدايتي
کارشناس ارشد مديريت
نظرات شما عزیزان: